این دفه شعر نمیگذارم
باعکس دختربچه سه ساله ای که بیشتر از شعرهایم دوستش دارم به روز میشم!شبیه شعره برام!!!
( بدون شرح)



هر روز سالی ست تازه
که درختانش برای همیشه میوه دارند!
و پاهای من درازتر وقتی
پلها و خیابانهای شهر
تو را زنده میکنند...
پس روی شکسته هایم پیاده روی کن!!!
در شعرهایم سیگار بکش
بی آنکه
دود شوی
ابر باش!
می توانم
وقتی باران موهایم را خیس کرد
دنیا را حوله کنم
بپیچم دور سرم
خشک شوم
سبک شوم...
می خواهم
روی لبهایت بوزم
تا
تمام درختان
در اتاقم برویند
و
پرده پنجره ام که
جز خودم کسی را ندارد
بادبادک شود!
چشمانت
هر روز
سالی تازه است
...
دزد سبک و بی کوله ای میشوم
روی دیوارهای مژگانت...!

پاهاي دخترانه ام
روي نردبان زندگي
كفش عوض ميكنند....
.
.
.
خدايا
نرده را محكم
بگير...
۱
ستاره ها
در دامن دختر معلول
آرامتر می خوابند...!
.
.
.
آرام خواب می بینند
که
دنیا روی شکسته های دختر
پیاده روی میکند...!

۲
راست است که
دیوانه ها
بی خودی میخند ند...!!!
اهالی شهر ما
سالهاست که
بی خودی عاقل شدند...!!!

خاطراتت ته فنجان قهوه ام
خشكيده!
مسافرت پرندگان را
بي شك ديده اي...
آنها هرگز
با خوردن دو فنجان قهوه دو نفره
سر به آسمان نكشيده اند!!!
دست خودت بود اگر
هر صبح دو خط شعر ميگفتي
و
پرنده ميشدي!!!
من
فرق موهايم را
جور ديگر جدا ميكردم
و تو لبخند دو نفره سر ميدادي
تا فنجانهايمان
دوباره
سر به سر هم بگذارند...!!!!
حالا بيا ببين
براي پريدن
آسمان نيز لازم هست
يا نه...!!!!

اصلا هیچوقت برایم
شعر نگو
بگذار بادبادکهایم
بی باد بچرخند...
من
باران را هنوز دوست دارم
که
وقتی با آینه دست میدهم
خنده ام میگیرد
که گیاها ن سبز
روی گونه هایم هنوز جوانه میزنند...
شعرکه نمیگویی
اما
برای اندامم فال میگیری!!!
دوباره لبخند میگیرم
هنوز گندم ها را دوست دارم
با
خدا
تازگیها پیاده روی میکنم
خودش برایم قول داده
گندمها
را روی اندامم بپاشد!!!
آنگاه
من جوانه خواهم زد
بادبادکها پرنده خواهند شد
تو شاعر خواهی شد
بی شک
آن روی سکه
فالم نیک است...!

)۱(
گربه هاي چشمانت
حال ديوار پريدن دارند
...
آقا!
اگر از نگاهت
آينه اي نداري
اين بار
شب رامحكم تكان بده
خواهي ديد
ديوارها
كوتاهتر از نگاههای توست
بپر
و
آرام بگير!!!

)۲(
پاییز
پوکی که به سیگاز زده ای
آنچنان غمگینم نمیکند
چند پوک دیگر بزن
من
پاییزتر
از توام...!
.
.
.
اگر دوباره كودك ميشدم
فقط از سوسك نميترسيدم
. كودك كه نميتوان شد
.
.
.
اگر بزرگتر شدم
فقط ميخواهم
لبخند بزنم

زندگی چقدر طولانی حوصله دارد...
.: Weblog Themes By Pichak :.

